چرا اَدای آدمای قویو در میاری

تو که می شکنی چرا تجارت می کنی

چرا صبح با دروغ بلند میشی

یه آجر کج

برُجای که می سازم همش خراب میکنه...

برگردم از اول؟

مگه زمان بر می گرده...

خدا داغونم...

اما این بارم مثل یه مرد بلند میشم

اگرچه شبا یه دختر بچم...

بالشم خیس از اشک

 

 بوسه ی عمیق زندگیم سیاهو سفیده

غم عشقتو باردارم...

 

مهم نیست

من قویم ...

من با آجرای کج برج می سازم...

من نمی بازم

من می برم

/ 1 نظر / 5 بازدید
Ahmad

زندگی خیلی کوتاه تر از اونه که آدم بخواد بازنده بودن رو قبول کنه