خیمه شب بازی

قبل از شروع :

 

چیزی باید بگم

چند جمله ساده اما...

 

خداوند را با جلوه های که آفریده اشتباه نگیر

 

عصر 5شنبه با صفا تر از عصر جمعه است آنچه که در مسیر وصال است جالب تر از خود وصال است

 

حرف آخر حرف دل

چیه چیزی شده ؟

به قلبت اعتماد نداری ؟

به دستات که می لرزه ؟

یا به نگاهی که قفلت می کنه ...

چیه شک کردی ؟

رو راست باش

قلب خودته با قلبه خودت صادق باش

چیه ناراحتی؟

بی انصاف من که دعا کردم رو به آسمونا

از تو آسمونا دلیل اوردم

من می خواستم عاشقونه و خواستم

حالا نمی تونی ببینی

اشاره می کنم می بینمت

نمی تونی ببینی تو عین ناباوری تو عین بی کسی

من بازم نمی بازم

چیه عاشقمی؟

چرا نمی گی به اون بالای ها

اگه شبا بازی می خوای من عروسکم

خیمه رو اون می چرخونه و من  وسیلشم

نگران نباش من هر شب صداش می کنم

 می گم که توهم صداش کنی 

اون همین جاهاستو حسش کنی

حس می کنی حسمو از راه دور

به خدا اون همین جاست

تو قلبته

نلرزون دستاتو .....محکم بگیر

اون نگاهی که کرده صدات

تو عین ناباوری ..... عاشقته

/ 7 نظر / 12 بازدید
فرشادیاسر

فقط میتونم بگم با حال بود و در نوعه خودش باحال راستی آپم [خنده]

حورا

[گل]عالى بود به روزم منتظرم

جواد

سلام.زیبا بود مرسی