14 مرداد
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کليدي: تولد

منو جون پناه خودت کن برو

بزار پای این آرزوم وایستم

به هرکی بهم گفت ازت رد شده

قسم میخورم من خودم خواستم

منو جون پناه خودت کن برو

من از زخم هایی که خوردم پرم

تو باید از این پله بالا بری ،

                                    توبالا نری من زمین میخور


 
عوض می کنی زندگیم رو تو به من یاد دادی عاشقی رو
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کليدي: تولد

 

 

بعضی آدما انقدر خاصا که زندگیمونو به قبل و بعد از اومدنشون تقسیم می کنند....

چنان تاثیر می گذارند روی آدم که خیلی برامون عزیز می شن انقدر که چیزی جز خوبی تو خاطرت ازشون باقی نمی مونه...

و تمام بدیاشون با سرعت نور فراموش می شه هر چیم فکر می کنی هیچی یادت نمی یاد....

شیر کوچولوی عزیز مثل روز اول خوشبختیت آرزومه ...

 

تولدت مبارک 

 


 
خواهی بیا ببخشا... خواهی برو جفا کن
ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٢  کلمات کليدي: عشق و منطق ، درد و دل ، تولد

قبل از شروع:

می دونی بالاخره یه روزی یه جایی باید این وبلاگم تموم می شد

دیگه بزرگ شدمو صاحب سایتلبخند

بعد از ثبت نهایی لینکشو می ذارم

 

اینم حرف آخر حرف دل---------------------------------------------

به سلامتی عاشقایی که به عشقشون نرسیدن ...

ولی با بغضشون فریاد زدن

آهای غریبه ...

اون که دستاش توی دستاته...

همه ی دنیای منه ...

تو رو خدا مراقبش باش

به سلامتی عاشقانی که رفته اند

با یه دنیا عشق

با یه دنیا دلتنگی

با یه دنیای که هیچوقت دنیاشون نشد

هزاربار مردنو هیچ وقتم ترک نشد

به سلامتی مهر نوش

که هیچی ننوشید جز مهر

از درون سوختشو صداشم در نیومد

 

به سلامتی عشق اول ...

عشق آخر..............

دلمان که می گیرد تاوان لحظه هایست که دل می بندیم...

خدایاااا ...

هرگز کسی را به آنچه قسمتش نیست عادت نده...

خدایاااا....

عاشق مردی نکن که مردش نیست...

خدایا...

دیگه امیدی ندارم هیچ چیز روبه راه نمیشه

خوبیو خوشی مال اخر قصه هاست

قصه ی ما به سر رسید حالا نوبت حقیقته

زندگی من مثل حقیقت تلخه...

شاهزاده ی من ریسک نمی کنه ...

و من تا ابد توی قلعه تنها می مونم

خسته نباشی سرنوشتم

به دستش پیر شدم نه به پاش...

بخشیدمو گذشتم

اگه همه اینا یه بازی بود برای یه اجازه

فقط می تونم بهت بگم مبارک باشه ...

ازدواج کن و من برای همیشه میرم

نه که کم اوردم... نه که حسودیم می شه

نه بعضی عشقا خیلی بزرگند...

انقدر بزرگند که حاضری از جونت بکنی...

اما نذاری معشوقت آسیب ببینه...

نمی ذارم روی حرفت به خاطر من پا بذاری

نمی ذارم به خاطر من تنها بمونی ...

نمی ذارم از زندگی خسته بشی...

همین که هستیو نفس می کشی به یه دنیا می ارزه

دیگه از خدا چی می خوام

عشق مثل پرواز می مونه

بالا رفتنش جسارت می خوادو ...

بالا موندنش لیاقت…………

به سلامتی جام خیام ...

به سلامتی شعر آخر دیوان ...

رو سر بنه به بالین، تنها مرا رهاکن

ترک من خراب شبگرد مبتلا کن



ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها

خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن



از من گریز تا تو، هم در بلا نیفتی

بگزین ره سلامت، ترک ره بلا کن


ماییم و آب دیده، در کنج غم خزیده

بر آب دیده ما صد جای آسیا کن



خیره کشی است ما را، دارد دلی چو خارا

بکشد، کسش نگوید: تدبیر خون‌بها کن

بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد

ای زرد روی عاشق، تو صبر کن، وفاکن


دردی است غیر مردن، آن را دوا نباشد

پس من چگونه گویم کاین درد را دواکن


گر اژدهاست بر ره، عشق است چون زمرد

از برق این زمرد، هین، دفع اژدهاکن




 
تولدم
ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٢  کلمات کليدي: تولد

این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده‌ام
                    این بار من یک بارگی از عافیت ببریده ام

دل را ز خود برکنده‌ام با چیز دیگر زنده‌ام
                   عقل و دل و اندیشه را از بیخ و بن سوزیده‌ام

ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی
                   دیوانه هم نندیشد آن کاندر دل اندیشیده‌ام

مانند طفلی در شکم من پرورش دارم ز خون
                                    یک بار زاید آدمی من بارها زاییده‌ام

چندانک خواهی درنگر در من که نشناسی مرا
                                زیرا از آن کم دیده‌ای من صدصفت گردیده‌ام

در دیده من اندرآ وز چشم من بنگر مرا
                                      زیرا برون از دیده‌ها منزلگهی بگزیده‌ام

تو مست مست سرخوشی من مست بی‌سر سرخوشم

                          تو عاشق خندان لبی من بی‌دهان خندیده‌ام

 

بزرگ شدن به معنی تنگ تر شدن قفس ست.

امسال بهترین هدیه ای که به خودم می دم قبول حقیقته ...

 

smile смайлики смайлы

تولدم مبارک


 
تولدت
ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٢  کلمات کليدي: تولد
 
 
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ تیر ۱۳٩٢  کلمات کليدي: درد و دل ، تولد

خدا...

پشت درم... درو باز می کنی...

می شه یه مدت باهم باشیم...

منو می بری به خلوتت...

یه چند روزی گم بشم

بهت نزدیک بشم

نزدیک تر از وقتی که جانمازم خیسه از اشک

یا مثل وقتی که خیلی خوردمو بی قیدو بند عاشقی می کنم

خدا یه چیزی فراتر از ماورا ...

درو باز کن

می خوام از حس باخدا بودن

یه دنیای دیگرو کشف کنم...

پاکو خالص بشمو... دوباره چشمام برق بزنه ...

دستامو می گیری ...

 


 
تولدم
ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ امرداد ۱۳٩۱  کلمات کليدي: تولد

آلبوم ورق می زنم

یه جاهایش می خندمو یه جاهایش گریه می کنم

دلم برای آدمای که تو زندگیم بودن تنگ می شه

دل تنگیم به اندازه خاطرات خوشی که باهاشون داشتم

بعضی وقتا باخودم می گم اگه یه روزی من حذف شم هیشکی نمی فهمه که من نیستم

همه منو یادشون رفته و من دلم برای همه تنگ شده

می دونم خواستنی نبودم اما خیلی هارو خواستم

خیلی سعی کردم که خوب باشم خیلی سعی کردم درست زندگی کنم

خیلی خواستم اما به نتیجه نرسیدم

اینم یه درس زندگی ... زنده باشو زندگی کن

من همیشه همه چیزو به فال نیک می گیرم

حتی اگه هدیه تولدم این باشه که از کسی چیزی نخوام

 


 
فصل بعدی زندگی
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩۱  کلمات کليدي: تولد

راهیست راه عشق که هیچش چاره نیست آنجا جز آنکه جان بسپاری راهی نیست

 

با خودم گفتم تموم شدو راحت شدم اما نه تموم شدو نه راحت

 

تازه همه چیز شروع شد

                          و سخت تر شد

فصل بعدی زندگی ...

 


 
تولدم ...
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کليدي: تولد

قبل از شروع

 

تشکر می کنم از تمامی دوستانم و سپاس فراوان ...

از یه دوست که به خاطرش با قلبم دوست شدم

از یه عاشق که بخاطرش به معجزه ایمان آوردم

از یه استاد که بخاطرش از تعصبم  رهاشدم

و از یک ... که هرگز درکم نکرد آزارم داد تا مهربانی بدانم آنکه آرزومه یه روز بهش برسم. 

 

 

حرف آخرو حرف دل

 

بیست و یکم تموم شد

اگه فرضو بگیریم که امسال سال آخر باشه

و اگه این یه اعتراف باشه

باید بگم عاشق زندگیم

تا این لحظه با تمام وجودم زندگی کردم

من بودم در جریان زندگی تجربه کردم

و تک تک واژه ها رو معنا کردم

خدایا ... باوجود خوبیا و بدیا !!!

احساس خوشبختی می کنم !

 و ( آرزو می کنم این احساسو تا آخر عمرم داشته باشم)

کاپیتان می دونم یه روز به مقصد می رسی ..

 

 تولدم مبارک


 
تولد شیر کوچولو
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کليدي: تولد

قبل از شروع :

شیر کوچولو

                  خوشبختیت آرزومه حتی بامن نباشه

                                                                  تولد مبارکEmoticon

 

برای تو ...

چشمامو می بندمو...

در قفستو باز می کنم

باشه ، می خوای آزاد باشی آزاد باش

هر چقدر هم اوج بگیری اگه مال من باشی

بازم بر می گردی

اگه رفتی خب رفتی دیگه

ولی اگه رفتیو برگشتی

بدون خیلی بیشتر از اونکه تو قفس بودی دوست دارم

و از این به بعد یه چیز خیلی خاصیو باهم تجربه می کنیم.

وجودت برام عزیزه... چه باشی چه نباشی

ببین تو چه کردی با من !!!

دارم خدای عاشقی میکنم...

عشقم زمینی و ...

اما با یه راه و رسم آسمونی

با تو توی آسمونا سیر می کنم

خدا نزدیک تر........  انگار

   خدا همین جاست

بین احساس من و تو

m.a

 


 
رفتم تو 21 سال و من همچنان یک ....
ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کليدي: تولد

 بزرگ شدمو....... جام تنگه

قلبای بزرگ راحتتر نشونه گیری می شن

شماهاتاحالا بابغض  لبخند زدید

حفظ ظاهرکردیدو تو دلتون زار زدید؟

شماهاخدای تاحالاتو روی استادتون ایستادید

استادی که باورای غلطشو باوردتون داد

آخرسرهم یه بیست بهتون داد با یه دنیامنت

رفتی سرکارو دیدی جنس تو خریدار نداره

ای بابا اگه تو شروع کردی من آخرشم

٢٠ ساله سرکارمو امشب دارم سالگرد می گیرم

دورش می گردم آخه من دیوانه وار مخلصشم

الهی فداش بشم که به زور دلبستمو به زور دلمو کند

لامذهب نگفت من قلبه عاشقمو کجا ببرم

 

kapitan . mehrnoosh