خیلی تنها شدم !!!
ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ مهر ۱۳۸٩  کلمات کليدي: درد و دل

١. می خوام یه خورده از خودم بگم من از ١۴ سالگی وبلاگ می نویسم و حالا می خوام دوباره شروع کنم بعد از چند سال.....!!! وبلاگ قدیمیم گوشه صفحه لینک شده.

خب من خیلی تنهام دوست داری دوست من بشی ؟ (اگه آره بگو ادد کنم)

٢.دیروز خیلی ساده با یه دوست خداحافظی کردم با کسی که ۴سال رفاقت کردمو...... بی خیال ..... خب تموم شد فقط یه خورده سخته یه خورده یه خورده...

٣. تاحالا شده فکر کنید که اگه دست خودمون بود می خواستیم توی این دنیا زندگی کنیم یا نه؟ من احساس می کنم به زور اومدم توی این دنیا ....

حقیقت حقیقتش نمی دونم برا چی زندگی می کنم راست راستشم هیچ کس هم خبر نداره کی از این دنیا قرار بره و در آخر اگه می ره کجا می ره !!!!

۴.ببخشید اگه وقتتونو گرفتم حال روحیم یه کم خوب نیست فقط کی می دونه بعد ۴سال دوستی و آینده مشترک  همه چیز خیلی ساده تموم بشه بعدش چی می شه؟ شما می دونید عشق اول تموم بشه بعدش چی می شه؟؟؟؟

۵.و حرف آخر اگه دوست داری وبلاگمو همراهی کنی و وبلاگتو همراهی کنم راحت تر بگم با هم دوست بشیم دوتا دوست مجازی اعلام کن تا لینکت کنم

در هر صورت ممنون از حضورتون

k.m