ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ تیر ۱۳٩۳  کلمات کليدي:

این متن تاریخ 12 خرداد نوشتم .... بعدش طوفان شدو ترسیدمو سریع پاکش کردم ...

حالا که اون یه درصد امیدم تو دلم کشتی...

حیف یادگاریامو تموم نکنمو برم....

من از تو هیچی ندیدم... نه محبتی نه دستای گرمی ...خدای بود که به دل نشستی...

خدای تر که از دل نرفتی...

من قویم یه مردادی بدون دستکشم می تونه زمستونو سرکنه...

دستای تو بهونس... برای دلم...

تو از اولشم مال دیگرون بودی...

دل من از اولش تنها بود...

اینم بدون یه دنیا برام می ارزه ...

وقتی بفهمم که هستیو دلت می لرزه...

برا کسی که بهش  نمی تونی اجازه بدی برا همه باشه ...

..............................................................

مضرابم شکسته وساز شور می زنم

//

امشب ترانه درسرشوری دارم میزنم

آخر فصل بهارست و باد صبا می وزد

//

انتظارمعجزه رااز نیمه خرداد می کشم

در وصف حالم همچوحالی به حالی می شوم

//

ازکه خبرآردصبا که چنان دبوانه می شوم

عمر دیوانه نپاید دیری مگرآن که توبه شکند

//

به خیام قسم که بی تو این باده این جام این ساز شکنم

من از ایمان پرم اما از تو هیچ ندانم که بداند

//

آنکه محسنات را به روخم می کشد و می برد

روزی... شوق دیدار تو لحظه ی اما و اگرها ببرد

//

نکند این دل من روز وصال از رسم دنیا برود

k.m 12.3.93