تولدم
ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کليدي:

روزهای سخت ... نه ...

روزهای سختو که خودم به تنهای از پسش برمیام.

فقط به تعداد روزای که از ته دل خندیدمو تو در کنارم نبودی غمگینم

----------------------------------------------------------------------------

می دونی چی خوبه اینکه سرت شلوغ باشه و دلت خوش

می دونی از این خوب تر چیه  اینکه انقدر به خدا نزدیک باشی که هر چی بخوای سریع بهت بده

اصلا همه اینا به کنار...

عاشق اون لحظه ایم که از فرط خوشحالی ناخودآگاه وضو  بگیرم رو به معشوق نماز شکر بخونم...

از اون باحال تر باحال تر اینه که نماز شکر قبل از وقوع حادثه بخونی...

عاشق این نزدیکیم با خدا .... به خدا قسم

از همه همه همه ی اینا خوبتر باحال تر اینه که یه همچین حال و احوالیم عزیزانت هم تجربه کنند....

                          خدایا شکرت ....

مهرنوش 25ساله ...

اوج جوونی که می گن همینه ها ... 11 تولدمو اینجا توی وبلاگام ثبت کردم و امسال روی نقطه اوجم لبخند


 
عوض می کنی زندگیم رو تو به من یاد دادی عاشقی رو
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کليدي: تولد

 

 

بعضی آدما انقدر خاصا که زندگیمونو به قبل و بعد از اومدنشون تقسیم می کنند....

چنان تاثیر می گذارند روی آدم که خیلی برامون عزیز می شن انقدر که چیزی جز خوبی تو خاطرت ازشون باقی نمی مونه...

و تمام بدیاشون با سرعت نور فراموش می شه هر چیم فکر می کنی هیچی یادت نمی یاد....

شیر کوچولوی عزیز مثل روز اول خوشبختیت آرزومه ...

 

تولدت مبارک