امشب دلم گیرا تر از دو چشم او می خواهد
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠  کلمات کليدي: عشق و منطق

قبل از شروع

باز امشب در اوج آسمانم ... باز امشب ...

یه دختر وُدکا بدست ندیدید که از خدا بگه؟

 

چند جمله ساده اما

 

عاشق شدن آسونه عاشق موندن سخته...ابرو

وقتی انتخاب می کنی باید امتحان پس بدی... ابرو

خدا میوه کال دستت نمی ده !!!ساکت

 

یک تقسیم بر یک جوابش یک

یکی مثل من یکی مثل تو وقتی بر هم تقسیم شن جوابش یک

این یعنی دونفر که باهم یکی شدن 

 

حرف آخر حرف دل... 

 

احسنت به تو ای خدا

   که بودیو هستیوخواهی بود... ... ...

اما ، این چشمِ دلِ من است

   که گاهی هستو گاهی نیست... ... ...

خدایا ، می نالم که دلمو نااهلان کور کردن!

اهل زمین نبودم ؛ اگر با تو بودم ؛

کلید ِ در ِ مشکلات ، در قلبمه... راه روشنه ُو باز...

همه چیزو آفریدی.... و پای من می لرزه

احسنت به این دنیای که ساختی

   از هر چی گله کنم رو سیاه باز خودمم... ... ...

حتی بگم وجودت تو وجودم کم رنگه  !!! باز بی معرفت خودمم ...

تو بودیو هستیو خواهی بود... ... ... ؛

    این منم که گاهی پرم گاهی خالی ...

روزیو می بینمو می خواهم که تو نمی خواهی...

و چه حریصانه می خواهمو چون عطا کنی...

چه بچه گانه نمی خواهم...... !!!

احسنت به عشقی که آفریدی

   که عشق از روز ازلم بودو هست

خدا .... ؛ عجب صبری داری...!

    زمانی که انکارش می کردم...

زمانی که می گفتم قصه ی یکی شدن یه دروغه.... .

و تو چه عاشقانه جامم را پر می کردی ................... ...

خدایا

من از عمری که با زاهد فنا کردم پشیمانم

اگر این گونه با ساقی جفا کردم پشیمانم

من امشب گوشه ی میخانه می مانم

که داد از ساغرو پیمانه بستانم