بهترین روزای عمرم
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸  کلمات کليدي: درد و دل

 

بهترین روزای عمرم ...

یادم نمی یاد

شاید اون روزی بود که تو دستمو گرفتی

شاید اون بیستی بود که گرفتم

شاید اولین بوسه ی زندگیم بود

شاید اون لحظه که دیدمت

بهترین روزای عمرم ...

یعنی الان دیگه تموم شده ...

هنوز هم خیال کن کناره تو نشسته ام

اگر چه خیلی وقته که بی تو...

                                        عاشقانه سوختم

 

 


 
دل گیرم
ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸  کلمات کليدي: درد و دل

توکل می کنی به خدا ...

محکم تصمیم می گیری

سینه سپر می کنی با خودت می گی من می تونم

استوار میری جلو تو می تونی چون داری میری جلو

هر چی میگذره می فهمی خیلی از جلویا عقب تری

به خودت می یای می گی من می تونم پا فشاری می کنی

تا اینکه قشنگ نقش زمین می شی

من حتی وقتی زمینم خوردم نگفتم اشتباه بودم

اما وقتی اونای که عقب تر از من بودن پا رو قلبم گذاشتن

تازه می فهمی دست کیارو می گرفتی

به کیا گوشه ی قلبت جا می دادی

اینجاست که وقتی استادت می گه زندگی فرازونشیب داره

باید ببازی تا قدر بردو بدونی

اینجاست که واسه حال خودت باید گریه کنی...

 

m.a