14 مرداد
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٤  کلمات کليدي: تولد

منو جون پناه خودت کن برو

بزار پای این آرزوم وایستم

به هرکی بهم گفت ازت رد شده

قسم میخورم من خودم خواستم

منو جون پناه خودت کن برو

من از زخم هایی که خوردم پرم

تو باید از این پله بالا بری ،

                                    توبالا نری من زمین میخور


 
 
ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩۳  کلمات کليدي:

Vay che baroooni....

zire baroon

bolandtarin shabe sal

Jat khalie to....

jam khalie?


 
خودمو به خودم باختم
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ مهر ۱۳٩۳  کلمات کليدي:
وای پاییز
بی تو اما با غم انگیز ترین حالت تهران چه کنم....
دیگه نمی تونم بیام اینجا... جای خالیت عذابم میده
توی آغوش هیشکی آروم نمی گیرم 
بعد تو به هیچ کس وفادار نمی شم... 
با تو فقط می تونستم خودم باشم... 
افسوس که من از خودم خیلی دورم..
رعنا عشق اولم بهترینم با غم تو یک شبه ره صدساله رفتم فقط ده ثانیه آغوش تو بزرگ ترین حسرت زندگیمه این مرام روزگار دیگه برگشتن نداره .. . 
آمدندو رفتن آدم ها...و
و تا به تو رسیدم دلم لرزید... تب کردم... عاشق شدم... 
از خودم به خودم نزدیکتر... مثل خودم... نیمه ی گم شدم... دردم گرفت وقتی فهمیدم نیمه گم شدم قسمتم نیست.
بد شدم آمدندورفتند آدم ها.... ممنونم سپیده... تو تنها دوستی هستی که نجاتم دادی نکشیدم....
حالا این منم و این پتیاره پاییز 
این شب وسوسه انگیز....
بی تو اما منو می شکند... 
 گل های خشک شده 
جای خالیت توی پارک جمشیدیه...
یاد حرفای قشنگت... یاد عدد چهارده کنار بیست و یک
خدایا تو ببخش... به خدا دست خودم نیست...
خودمو به خودم باختم
   مرگ قشنگی س آره ... 
                         می دونم عشقم ارزشی ندارم
این دفتر هم بسر آمد... حراجش نکنید... مخاطب دارد... 
راهم جداس ولی دلی اینجاس... 
                                    حراجم نکنید
                                               پایان

 
تولدم
ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کليدي:

روزهای سخت ... نه ...

روزهای سختو که خودم به تنهای از پسش برمیام.

فقط به تعداد روزای که از ته دل خندیدمو تو در کنارم نبودی غمگینم

----------------------------------------------------------------------------

می دونی چی خوبه اینکه سرت شلوغ باشه و دلت خوش

می دونی از این خوب تر چیه  اینکه انقدر به خدا نزدیک باشی که هر چی بخوای سریع بهت بده

اصلا همه اینا به کنار...

عاشق اون لحظه ایم که از فرط خوشحالی ناخودآگاه وضو  بگیرم رو به معشوق نماز شکر بخونم...

از اون باحال تر باحال تر اینه که نماز شکر قبل از وقوع حادثه بخونی...

عاشق این نزدیکیم با خدا .... به خدا قسم

از همه همه همه ی اینا خوبتر باحال تر اینه که یه همچین حال و احوالیم عزیزانت هم تجربه کنند....

                          خدایا شکرت ....

مهرنوش 25ساله ...

اوج جوونی که می گن همینه ها ... 11 تولدمو اینجا توی وبلاگام ثبت کردم و امسال روی نقطه اوجم لبخند


 
عوض می کنی زندگیم رو تو به من یاد دادی عاشقی رو
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کليدي: تولد

 

 

بعضی آدما انقدر خاصا که زندگیمونو به قبل و بعد از اومدنشون تقسیم می کنند....

چنان تاثیر می گذارند روی آدم که خیلی برامون عزیز می شن انقدر که چیزی جز خوبی تو خاطرت ازشون باقی نمی مونه...

و تمام بدیاشون با سرعت نور فراموش می شه هر چیم فکر می کنی هیچی یادت نمی یاد....

شیر کوچولوی عزیز مثل روز اول خوشبختیت آرزومه ...

 

تولدت مبارک 

 


 
 
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ تیر ۱۳٩۳  کلمات کليدي:

این متن تاریخ 12 خرداد نوشتم .... بعدش طوفان شدو ترسیدمو سریع پاکش کردم ...

حالا که اون یه درصد امیدم تو دلم کشتی...

حیف یادگاریامو تموم نکنمو برم....

من از تو هیچی ندیدم... نه محبتی نه دستای گرمی ...خدای بود که به دل نشستی...

خدای تر که از دل نرفتی...

من قویم یه مردادی بدون دستکشم می تونه زمستونو سرکنه...

دستای تو بهونس... برای دلم...

تو از اولشم مال دیگرون بودی...

دل من از اولش تنها بود...

اینم بدون یه دنیا برام می ارزه ...

وقتی بفهمم که هستیو دلت می لرزه...

برا کسی که بهش  نمی تونی اجازه بدی برا همه باشه ...

..............................................................

مضرابم شکسته وساز شور می زنم

//

امشب ترانه درسرشوری دارم میزنم

آخر فصل بهارست و باد صبا می وزد

//

انتظارمعجزه رااز نیمه خرداد می کشم

در وصف حالم همچوحالی به حالی می شوم

//

ازکه خبرآردصبا که چنان دبوانه می شوم

عمر دیوانه نپاید دیری مگرآن که توبه شکند

//

به خیام قسم که بی تو این باده این جام این ساز شکنم

من از ایمان پرم اما از تو هیچ ندانم که بداند

//

آنکه محسنات را به روخم می کشد و می برد

روزی... شوق دیدار تو لحظه ی اما و اگرها ببرد

//

نکند این دل من روز وصال از رسم دنیا برود

k.m 12.3.93 

 


 
 
ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ تیر ۱۳٩۳  کلمات کليدي: عشق و منطق

دنیا خیلی بی رحمه

 

خیلی مهم که سالم زندگی کنی

 

دنیا یه دفعه ازت نمی گیره اول چند بار بهت هشدار می ده  اگه ندیدیو زدی به نفهمی بعد نتیجه کارتو  نشونت می ده

اما هنوزم هیچی تموم نشده بعضیا   توبه می کنند بعضیام از این تجربه درس نمی گرند هی تکرار می شن

 

دنیا با تمام بی رحمیش خیلی به آدما فرصت می ده

 

خدا میوه کال دست بندش نمی ده باید برسه وقتش

زمان خیلی چیزارو ثابت می کنه ...

کار خدا حکمت داره اون بچه باید می رفت

می خوام سالم زندگی کنم من یه همچین تجربه ای نمی خوام

 

اره سالم زندگی کنم سالم... بگذریم

  

 -------------------------


----------------------------

ودرآخر

 عشق  با اینکه خیلی دور ازم ولی بعضی وقتا از کنارم رد می شه.... نشونهای که بهم  این حس دست می ده خدا هر کاری بخواد میتونه بکنه 

 

و اما این وبلاگ  من این وبلاگ. خیلی دوست دارم از عشق و منطق بیشتر ...توی این وبلاگ ملاقاتای داشتم کامنتای داشتم که دیگه شاید اتفاق نیوفته

 

شاید امیده.......  امیدمه شاید.....

 

شاید تموم بشه شاید نشه ... دیگه بستگی داره به تو ... 

 

 

مشق شبم تقدیم  به عشقم   ببخش اگه بدخطه اما علتش تو بودی... آخرین علت

(لینک دانلود)


 
 
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩۳  کلمات کليدي:

coming soon

 

93.4.14


 
خواهی بیا ببخشا... خواهی برو جفا کن
ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٢  کلمات کليدي: عشق و منطق ، درد و دل ، تولد

قبل از شروع:

می دونی بالاخره یه روزی یه جایی باید این وبلاگم تموم می شد

دیگه بزرگ شدمو صاحب سایتلبخند

بعد از ثبت نهایی لینکشو می ذارم

 

اینم حرف آخر حرف دل---------------------------------------------

به سلامتی عاشقایی که به عشقشون نرسیدن ...

ولی با بغضشون فریاد زدن

آهای غریبه ...

اون که دستاش توی دستاته...

همه ی دنیای منه ...

تو رو خدا مراقبش باش

به سلامتی عاشقانی که رفته اند

با یه دنیا عشق

با یه دنیا دلتنگی

با یه دنیای که هیچوقت دنیاشون نشد

هزاربار مردنو هیچ وقتم ترک نشد

به سلامتی مهر نوش

که هیچی ننوشید جز مهر

از درون سوختشو صداشم در نیومد

 

به سلامتی عشق اول ...

عشق آخر..............

دلمان که می گیرد تاوان لحظه هایست که دل می بندیم...

خدایاااا ...

هرگز کسی را به آنچه قسمتش نیست عادت نده...

خدایاااا....

عاشق مردی نکن که مردش نیست...

خدایا...

دیگه امیدی ندارم هیچ چیز روبه راه نمیشه

خوبیو خوشی مال اخر قصه هاست

قصه ی ما به سر رسید حالا نوبت حقیقته

زندگی من مثل حقیقت تلخه...

شاهزاده ی من ریسک نمی کنه ...

و من تا ابد توی قلعه تنها می مونم

خسته نباشی سرنوشتم

به دستش پیر شدم نه به پاش...

بخشیدمو گذشتم

اگه همه اینا یه بازی بود برای یه اجازه

فقط می تونم بهت بگم مبارک باشه ...

ازدواج کن و من برای همیشه میرم

نه که کم اوردم... نه که حسودیم می شه

نه بعضی عشقا خیلی بزرگند...

انقدر بزرگند که حاضری از جونت بکنی...

اما نذاری معشوقت آسیب ببینه...

نمی ذارم روی حرفت به خاطر من پا بذاری

نمی ذارم به خاطر من تنها بمونی ...

نمی ذارم از زندگی خسته بشی...

همین که هستیو نفس می کشی به یه دنیا می ارزه

دیگه از خدا چی می خوام

عشق مثل پرواز می مونه

بالا رفتنش جسارت می خوادو ...

بالا موندنش لیاقت…………

به سلامتی جام خیام ...

به سلامتی شعر آخر دیوان ...

رو سر بنه به بالین، تنها مرا رهاکن

ترک من خراب شبگرد مبتلا کن



ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها

خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن



از من گریز تا تو، هم در بلا نیفتی

بگزین ره سلامت، ترک ره بلا کن


ماییم و آب دیده، در کنج غم خزیده

بر آب دیده ما صد جای آسیا کن



خیره کشی است ما را، دارد دلی چو خارا

بکشد، کسش نگوید: تدبیر خون‌بها کن

بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد

ای زرد روی عاشق، تو صبر کن، وفاکن


دردی است غیر مردن، آن را دوا نباشد

پس من چگونه گویم کاین درد را دواکن


گر اژدهاست بر ره، عشق است چون زمرد

از برق این زمرد، هین، دفع اژدهاکن




 
نشد
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ آبان ۱۳٩٢  کلمات کليدي: درد و دل

امروز نوشیدم...

یادتو زنده کردم ......

دیدم خیسم ز اشک .......

پاک نشد هک شد..............

صحبت یه عمر تنهایمه...........

 

بذار بگم رو سینم چی سنگینی می کنه .......

هر جا هستی هرجا باشی ..............

تا قیامت ... تا اخر دنیا.........................

درسته قلبم از تو دور میمونه

می دونم اما عاشق می مونم ....

 


 
? صفحه بعد