حوای
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کليدي: درد و دل

هواش بعضی وقتا می زنه به سرم....

بدجوری هوایش می شم !!!

 

                                  آخه من ذاتا حوای هستم ....

                                             هیچ وقت آدم نمی شم  !!!


 
یکی مثل تو ...
ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩۱  کلمات کليدي: عشق و منطق

تا 30 می شمارم بعد
میام پیدات می کنم

دنیا هنوزم کوچیکه می
دونم پیدات می کنم

اگه تو یه همبازی
دیگه پیدا کردی

منم می گردم یکی مثل تو

 پیدا می کنم

من عاشق بازیم بدو ام

جیغ بزنم از ترس

قلبم تند تند بزنه تو
منو بگیری... با هم بخندیم

من هرگز فراموش نکردم
وقتی با بطری آب خیسم کردی

من خوردم زمین تو.....
دستمو گرفتی , خودتم افتادی !!!

اشکای همو پاک کردیم
از بس که خندیدیم..............

تازه شروع زندگیم بود
تو قایم شدی ؟! دیگه پیدات نکردم....

یه شب کنار ساحل یه
آسمونه پر از ستاره تورو دیدم ....

می درخشیدی ولی خیلی...
دور بودی ! نمی تونستم بگیرمت

من با یه همبازی
جدیدو یه بازی جدید

اشکام سرازیر می شدن

 بازم از رو خوشحالی

تازه انگار زندگی روشروع کردم
شروع زندگیمه...

با صدای بلند می خندیم

تا بخوابم تا توی خوابم دوباره

دستای تورو بگیرم

با تو شروع کنم

تمام این خنده هامون
لحظه هامون

تازه شروع زندگیمونه


 
عید
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ فروردین ۱۳٩۱  کلمات کليدي: تولد

خدا

من برای عزیزانم

می خوام همیشه سلامت باشند و در کنار خانواده با دلی خوش روزارو طی کنند

خدایا

ممنونم از وجودت

سال نو مبازک    ماچ


 
خونه شنی
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٠  کلمات کليدي: عشق و منطق

با جمله دوست دارم فقط می شه جمله ساخت نه خونه

 

وقتی جات بی کس بمونه

تمام خونه ها شنیه ...

دست باد خرابش می کنه

تو خونه شنی نمی شه باکسی زندگی کرد

نمی شه به چیزی دل بست

حالا تو دنیا دنیا دوستم داشته باش

منم دنیا دنیا خونه شنی بسازم

با یه موج همه رویاهام نقش برآب می شه

باز جات بی کس می مونه و منم دل گرم نمیشم

یه روزی به جای این همه ساختن

دل به دریا می زنم

                                ومنم

                                         می شم یه جای خالی


 
جمله
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٠  کلمات کليدي: تولد

قبل از شروع:

زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد منو تو برود

به یادت هستم به همون دلیل جمله ی بالا مبارک باشه با آرزوی بهترینا

 

چندتا جمله از دوستم (پسرک تنها) :

 

اینجا سرزمین واژه های وارونه است:

جایی که گنج، "جنگ" می شود درمان، "نامرد" می شود قهقه، "هق هق" می شود

اما دزد همان "دزد" است درد همان "درد" و گرگ همان "گرگ 

 

اگر روزی بین ماندن و رفتن شک کردی... حتما برو... بی معطلی!

چون نمیبایست کار به شک می کشید،که بیاندیشی یا نیاندیشی همان لحظه شک..کار تمام است

 

همیشه درد از دیگران است …

گاهی از نبودنــشان ،

گاه از بودنــشان

 

خیلی ها فکر میکنند عشق سه حرفه ولی آنها در اشتباهند عشق همش حرفه

 

اینم الان سمس شد:

هیچگاه نه کسی رو ببخش و نه فراموشش کن : سر فرصت بزن لهش کن! (دکتر شریعتی با اعصاب خراب)


 
خواب خرگوشی
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٠  کلمات کليدي: درد و دل

خواب خرگوشی

یعنی اینکه یه کتابی که 5 فصل داره روزی یه فصل بخوای بخونی

و وقتی 5روز مونده به امتحان کتاب باز کنی ببینی هر فصل 300صفحه ست و 3000تا مسئله

خواب خرگوشی

یعنی اینکه مطمئن باشی یه روزی هر چقدر پول می خوای بدست می یاری ولی هیچ وقت اون روز شروع نمی شه و فقط برنامه برا خرج کردنش داشته باشی نه برا در آوردنش

خواب خرگوشی

یعنی اینکه وقتی گرسنه ای هیچی یادت نیست و وقتی سیر می شی رژیمو شروع می کنی و وقتی درس تموم بشه پول دار بشی ورزشم شروع می کنی

خواب خرگوشی

یعنی وقتی که مصیبت که به سرت می باره بدو بدو می ری دست نماز می گیری اولین حرفیم که می زنی می گی خدا من به یادت بودما فقط از مصیبت قبلی تا الان نخواستم ریا کنم

خواب خرگوشی

یعنی اینکه افتخار می کنی تقلب می رسونی و از اینکه دروغگوی خوبی هستی دوستای زیادی داری و اساتید دانشگاهم بهت احترام می ذارن

خواب خرگوشی

یعنی اینکه هنوز ندونی کیه ولی بگی عاشقشی بیوفتی به جونشو به جونم . اخر سرم بهترین زمان زندگیتو به خاطر یه سوتفاهم دود کنی

خواب خرگوشی

یعنی اینکه به عربا فوش بدیم بگیم ما ایرانی ایم آخر ادبو فرهنگ . بعدشم برا شفای مریضمون آیت الکرسی بخونیم

خواب خرگوشی

یعنی من یعنی جون ایرانی که پر از ایده ام اما دستام خالیه و ذهنم پر از اراجیف مغزهای کرم خورده 

خواب خرگوشی

یعنی داشتن بالو پرواز کردن ولی تو آسمان قلابیو ساخت دست بشر

خواب خرگوشی

یعنی می فهمی یعنی چشمات بازه ولی خوابی

خواب خرگوشی

یعنی بسه دیگه تظاهر

                                   بلند شو  و تا وقتی که هستی با تمام وجودت باش

خدای باش

نکته: نیازی به نظر نیست . بازم ممنون از حضورتون


 
محرم بود ...
ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠  کلمات کليدي: درد و دل

محرم بود....

 جات بی کس مونده عزیزم .....

جنگ منو زمونه که تن به تن نیس !!!

---------------------------------------------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------------------------------------------

خدا خودش گفت تو قرآن خوندم .....

هرکه را دوست بدارم در راه این دوستی کشته می شود

                                                                  و من خود خون بهای اویم


 
سرُ میخوره
ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ مهر ۱۳٩٠  کلمات کليدي: درد و دل

نفسام به شماره افتاده

یادم میره باز دمو دم کنم ...

انگاری که زمین جذبم کرده

بدنم توان مقابله نداره

 یه چیزی فراتر از لذت

داره منو ذره ذره می خوره

 

توی اون چشما چیه که

همه ی پرده ها کنار می ره

لو می ره قصه ی آفرینش

هر چقدر هم کم برای لحظه ای

فاصله ها از بین می ره

                     من با نفس تو شبمو روز می کنم

من با عشق تو روزمو آغاز می کنم

توانگار خودمنی که آمدی

از کوچه پس کوچه های کودکی

به جای همون پسرکی که سیب از دستش افتاد

سرمی خورم در وجودت 

دل من هری میریزه

در سر سرای آغوشت گم می شم 

پر می شم ازعطرت و با یک جمله از تو

دوباره متولد می شم

    


 
اشتباه
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کليدي: عشق و منطق

  قبل از شروع :

من دیگه وقت اشتباه کردن ندارم...

 

چند جمله ساده اما...

حقیقت تلخه ولی می شه از تلخیش لذت برد

مثل نوشیدن یه لیوان قهوه بدون شیروشکر

 

نه به زور... نه به گفتن... نه به موقعیت

دوست داشتن یه امر غیر ارادیه !!!

 

کسی که بی پروا قدم بر می داره

اگه افتاد تو چاله بی درنگ هم می پره بیرون

حرف آخر حرف دل

باید به صداش گوش بدم

اونکه هنوزم با کلی امید می کوبه

نمی خواد توی بازی زندگی یه سیاهی لشکر باشه

درسته غمت سنگینی می کنه ...

درسته پاک ... باختم

اما مگه خدا رفته ...

اگه همه عالم فراموشم کنن

اگه طرد بشم از هر چی کیشو دینه

باز با یه بوسه بیدارش می کنم

میخوام صداشو حس کنم

اوج یک احساس..؛ که هر چقدر هم اشتباه !!!

حرف قلبمه ....... .....

تو با منطق بنویس ومن در آخر با عشق حکم می کنم

و من باز بیدارم...


 
تولدم ...
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کليدي: تولد

قبل از شروع

 

تشکر می کنم از تمامی دوستانم و سپاس فراوان ...

از یه دوست که به خاطرش با قلبم دوست شدم

از یه عاشق که بخاطرش به معجزه ایمان آوردم

از یه استاد که بخاطرش از تعصبم  رهاشدم

و از یک ... که هرگز درکم نکرد آزارم داد تا مهربانی بدانم آنکه آرزومه یه روز بهش برسم. 

 

 

حرف آخرو حرف دل

 

بیست و یکم تموم شد

اگه فرضو بگیریم که امسال سال آخر باشه

و اگه این یه اعتراف باشه

باید بگم عاشق زندگیم

تا این لحظه با تمام وجودم زندگی کردم

من بودم در جریان زندگی تجربه کردم

و تک تک واژه ها رو معنا کردم

خدایا ... باوجود خوبیا و بدیا !!!

احساس خوشبختی می کنم !

 و ( آرزو می کنم این احساسو تا آخر عمرم داشته باشم)

کاپیتان می دونم یه روز به مقصد می رسی ..

 

 تولدم مبارک


 
? صفحه بعد